{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
حسگر
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۴ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۸
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی فناوری اطلاعات ]
sensor
۸
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی مواد و متالورژی]
sensor
۸
۰
[توسط مترجم]
[شیمی]
sensor
۸
۰
[توسط مترجم]
[زیست شناسی]
sensor
۸
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی برق]
sensor
۸
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی کامپیوتر]
sensor
۰
۰
[SharifThesis]
[... عمومی ...]
NOAA-AVHRRNOAA-Advanced Very High Resolution Radiometer (NOAA-AVHRR)Sensor
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
مؤشر- حساس
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
جهاز الاستشعار
۰
۰
[SharifThesis]
[... عمومی ...]
TMOSTotal Ozone Mapping Spectrometer (TOMS)Sensor
معنی حسگر, معنی حسگر, معنی ps;c, معنی اصطلاح حسگر, معادل حسگر, حسگر چی میشه؟, حسگر یعنی چی؟, حسگر synonym, حسگر definition,
معنی retiform
,
ترجمه retiform
به فارسی,
معنی Payable
,
ترجمه Payable
به انگلیسی,
معنی لبهاویخته کلاه یا سرپوش، نیمپرده
,
معنی تنظیم هیجان
,
ترجمه تنظیم هیجان
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی